ساخت زنده یک عامل هوشمند که تصمیم میگیرد، ابزار انتخاب میکند و کار را انجام میدهد
از مفهوم تا اجرا؛ همهچیز در یک جلسه، با یک ایجنت واقعی که تا پایان جلسه روی کانال تلگرام زنده میشود.
تعریف دقیق و تفاوتش با یک چتبات معمولی
وقتی چند ایجنت بههم زنجیر میشوند؛ مقدمهای برای جلسه بعد
یک ایجنت واقعی که هر روز یک نکته درباره ایجنتهای هوشمند در کانال تلگرام منتشر میکند
چطور یک پرامپت بسازیم که مراحل ساخت را قدمبهقدم از کلود بگیریم
ساخت بات، گرفتن توکن، افزودن به کانال
مدل باز، مدل بسته و دروازههایی مثل AvalAI کجا میایستند
جعبهابزار ساخت، نقشهی چندمرحلهای، و مقیدکردن خروجی مدل به فیلدهای مشخص
بعد از دیدن مسیر واقعی، API، Tool، Memory، RAG و بقیه را یکجا مرور میکنیم
یک برنامه که یک هدف میگیرد، خودش تصمیم میگیرد چه قدمهایی لازم است، از ابزارهای در دسترس استفاده میکند، و بدون اینکه هر مرحله را از شما بپرسد، جلو میرود تا به نتیجه برسد.
یک چتبات فقط پاسخ میدهد. یک ایجنت تصمیم میگیرد و عمل میکند: میتواند جستجو کند، فایل بنویسد، به یک API وصل شود، و نتیجهی هر قدم را ببیند و قدم بعدی را بر همان اساس انتخاب کند.
همین چرخهی think → act → observe است که تکرار میشود تا هدف محقق شود.
استدلال، تصمیمگیری و انتخاب قدم بعدی
دستورالعمل ثابت برای نقش، لحن و محدودیتهای ایجنت
مدل بهجای فقط نوشتن متن، یک اکشن مشخص را صدا میزند
اطلاعاتی که بین اجراها یا در طول مکالمه نگه میدارد
حداکثر متنی که مدل همزمان میبیند و به آن توجه میکند
وقتی یک ایجنت تنها کافی نیست، چند ایجنت تخصصی را بههم زنجیر میکنیم؛ هرکدام مسئولیت مشخص خودش را دارد و نتیجهاش ورودی مرحلهی بعد میشود.
یک مدل، یک System Prompt، چند ابزار: تصمیمگیری در یک حلقهی سادهی think → act → observe اتفاق میافتد. همان چیزی که امروز میسازیم.
مسیر تصمیمگیری از قبل بهصورت یک گراف (مثلاً با LangGraph) مشخص میشود؛ state بین مرحلهها منتقل میشود. موضوع جلسه بعدی.
یک بات تلگرام که هر روز، بدون دخالت ما، یک نکتهی تازه دربارهی ایجنتهای هوشمند پیدا میکند، فیلتر میکند و در کانال منتشر میکند.
مدل زبانی برای جستجو، امتیازدهی و نوشتن متن نکته
ساخت تصویر برای هر پست، بر اساس متن نکته
معنای نکتهها را ذخیره میکند تا تکراریها با شباهت معنایی پیدا و حذف شوند
یک کلید API؛ دروازهای استاندارد برای رسیدن به چند مدل، سازگار با OpenAI
همان شش قدم قبلی، اینبار با اتصال دقیق هر قدم به مدل، ابزار یا پایگاه دادهای که پشتش ایستاده؛ همین نقشه را تا پایان جلسه زنده اجرا میکنیم.
یک پرامپت خوب برای ساخت، فقط «یک ایجنت بساز» نیست؛ دقیقاً مشخص میکند چه چیزی داریم، چه مراحلی لازم است و خروجی نهایی باید چه شکلی باشد.
فقط بگویید در .env هستند؛ کلاینت مقدارشان را میپرسد
هرچه پرامپت دقیقتر مرحلهبندی شود، خروجی قابلپیشبینیتر است
یک ریپو تمیز و ماژولار، برای اینکه بعداً بتوانید هر تکه را جدا توضیح دهید
«اجرا کن تا واقعاً کار کند»، نه فقط «کد را بنویس»
قبل از اجرای پایپلاین، این چند قدم باید در تلگرام انجام شده باشد.
دستور /newbot را میزنید و یک توکن میگیرید؛ این توکن هویت بات شماست
عمومی یا خصوصی؛ کانالی که پیامها در آن منتشر میشوند
بدون دسترسی ادمین، بات اجازهی ارسال پیام در کانال را ندارد
اگر کانال یوزرنیم عمومی دارد، همان @channel_username کافی است؛ در غیر این صورت شناسهی عددی از طریق getUpdates گرفته میشود
توکن بات و شناسهی کانال، هیچوقت داخل کد
همان پایپلاین، اینبار بهصورت پرامپتهای جدا که یکییکی به Claude Code میدهیم؛ هر پرامپت روی خروجی پرامپت قبلی ساخته میشود. جای هر اعتبار/کلید را با یک placeholder پر میکنیم و مقدار واقعیاش را بعداً خودمان در .env میگذاریم.
فقط یک پیام ثابت به کانال بفرستد؛ همین برای اطمینان از درستبودن توکن و دسترسی ادمین کافی است.
پیش از هر چیز، لیست مدلها را از AvalAI میگیریم تا نام دقیق مدل DeepSeek را حدس نزنیم.
فارسی باید ترجمهی طبیعی باشد، نه تحتاللفظی؛ همانطور که یک مدرس فارسیزبان واقعاً میگوید.
اینجاست که ابزار جستجو بهصورت tool call وارد میشود، نه فقط دانش ازقبل مدل.
اینجا جلوی تکرار نکتههای قبلی را با شباهت معنایی میگیریم، نه فقط تطبیق متن.
قدم تصویر مهمترین جای این بخش است؛ همانجایی که سبک بصری بات را برای همیشه تعیین میکنیم.
امتیاز مرتبطبودن اول، بعد تنوع سطح سختی نسبت به چند پست اخیر.
این پرامپت را عیناً نگه دارید؛ هدف این است که هر پست یک تصویر فضایی و آموزنده بگیرد، نه یک ربات کلیشهای تکراری.
نام کانال همیشه سطر آخر کپشن است؛ از همان مقدار TELEGRAM_CHANNEL در .env خوانده میشود.
آخرین قدم، تبدیل یک اسکریپت آزمایشی به چیزی است که واقعاً هر روز بدون نظارت اجرا شود.
سه لایهی متفاوت برای رسیدن به یک مدل زبانی، و هرکدام معاملهی خودش را دارد.
AvalAIشاخص هوش هر مدل در برابر هزینهی هر تسک؛ انتخاب مدل یک تصمیم مهندسی است، نه فقط دنبال «بهترین» رفتن.
ناحیهی سبز سمت راست بالا، بهترین نسبت هوش به هزینه را نشان میدهد؛ نقطهی شروع خوب برای اکثر پروژهها
مدلهای بسته و بزرگتر معمولاً هوش بالاتری میدهند، اما با هزینهی چند برابر
برای یک ایجنت ساده مثل امروز، یک مدل ارزانتر روی خط Pareto معمولاً کافی و منطقیتر است
اینها مدل زبانی نیستند؛ لایههایی هستند که تکههای مختلف (مدل، ابزار، حافظه، خروجی) را بههم وصل میکنند.
مثل یک جعبهابزار پایتون است: بهجای اینکه برای GPT، Claude یا مدلهای دیگر جداگانه کد API بنویسید، مدل، پرامپت و ابزار را مثل لگو به هم وصل میکنید و همان الگو را دوباره استفاده میکنید.
وقتی کار چند مرحله است (جستجو، تصمیم، نوشتن)، مسیر را مثل نقشه میچیند: هر خانه یک کار مشخص است و فلش میگوید بعد کجا برویم. مناسب ایجنتهایی که نباید همهچیز را در یک حلقهی مبهم انجام دهند.
مدل معمولاً متن آزاد میدهد. Pydantic از قبل میگوید خروجی باید چه فیلدهایی داشته باشد (مثلاً title و difficulty). اگر چیزی کم یا غلط باشد همانجا خطا میگیرید؛ مثل یک فرم با فیلدهای اجباری.
حالا که مسیر ساخت را دیدهاید، این کلمات را یکجا مرور میکنیم تا در کار بعدی گم نشوند.
چیزهایی که در پیادهسازی واقعی زود به سراغتان میآیند.
وارد دنیای سیستمهای چندعاملی میشویم و در یک Coding Session زنده، یک سیستم پشتیبانی مشتری مبتنی بر چند Agent میسازیم؛ میبینیم چطور چند عامل هوشمند با نقشهای مختلف کنار هم یک فرآیند واقعی را مدیریت میکنند.
بوتکمپ کامل «ایجنتهای هوش مصنوعی» همین مسیر را قدمبهقدم و عمیقتر جلو میبرد؛ جزئیات ثبتنام و هدایا در تصویر زیر.